آغاز

مونده بودم وبلاگ رو با چه مطلبي شروع كنم. آدم قبل از اينكه كاري رو شروع كنه ممكنه طرحهاي زيادي براش داشته باشه اما وقتي شروعش كرد وضع فرق مي كنه. تا اينكه خواهرم زهرا ( كه با نام مستعار زيبا وبلاگش رو امضا مي كنه) كمكم كرد:<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

دردی اگر داری و همدردی نداری

 با چاه آن را در ميان بگذار!

 با چاه غم روی غم انداختن دردی است جانگاه!

 گفتند اين را پيش از اين

 اما نگفتند گر همرهان در چاهت افکندند و رفتند

 آنگاه دردت را کجا فرياد کن!

 آه!!!

بله! اين يك چاه است كه هر وقت دلتنگ شدم مي خواهم به سراغش بيايم. گر چه چاههاي ديگري هم دارم كه هر هفته به سراغشان مي روم...

 

/ 0 نظر / 7 بازدید